نوشته هایgossip girl
برای تو می نویسم که خیلی لجنی
داخل دانشگا مرکزی پرنده پر نمیزنه!همگی مگس میپرونیم در این هوای یخبندان!میخوایم بریم آتلیه!زمین شده گل و کاه!گویی که طویله است نه دانشگا! راننده میرسه وقتی ۶تا خانوم میبینه میگه همتون سوار ماشین من میشین؟؟؟؟ به زور سوار میشیم!پسره غش غش میخنده! شنگول و نون جلو نیشستن! نون یه کم اینورتر میبود دنده خدای نکرده یه جای دیگه ای گیر میکرد! پسره میگه آبجی یه خرده جمع و جور بشین نمیتونم دنده عوض کنم! شنگول از شدت خنده چشا گوجه ای شده با قطرات اشک! ما پشتیا که دیگه هیچ! گاسیپ گیرل:ولی صفایی داره بخدا ا......ه دارم بالا میارم! باز دیدن همکلاسیون بی فرهنگ!باز آدمای عقده ای!خدایا چه گناهی کردیم که همچین همکلاسی هایی برامون نازل کردی!تا ۴سال عذاب بکشیم؟بخدا مستحق همچین عذابی نبودیم! از طرفی ورودی های جدید خواهند آمد!دخترای کوچیکتر!و ما تا ته ... میسوزیم!البته به قول دوستی "کارشناسی ارشد رشتمونو واسه این شهر فسقلی گذاشتن!ـکه فغط تو تهران و اینجا وجود دارد)پس چی؟ مارو دس کم گرفتینااااا!و غرار است از ۴نقطه ایران دخترها و پسرهایی با سنین بالاتر(بعلع)تشریف بیاورند! با این حساب:"خدا چغد مارو دوس داره که یه درو می بنده و یه در دیگه باز میکنه" از سخنان گوهربار فیلسوفـشنگول" باز شروع شد ماه مهر! خدایا گاسیپ گیرل:بخدا انگیزه نمونده واسمون وغتی شنیدیم کارشناسی معماری-معماری داخلی-عمران-مهندس مکانیک و.... بدون کنکور!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در حال پذیرش دوستان از تمام نقاط کشور! آ............ه باجناقش فرد مطرحی است در امر فوتبال! میگه همه اونجا بودن جز علی دایی!ولی کادوشو فرستاده بود! میگه کاش می اومد میرفتم جلو و میگفتم:فردوسی پور سلام دارن خدمتتون! گاسیپ گیرل:دیگه بش نگفتم اگه این حرفو میزدی وسط عروسی تو رو به گا میداد گاسیپ گیرل:هرچی باشه داداشم ۱۱ سال ازم بزرگه و الا بنده بشدت راحت هستم در گفتن ایده هایم گوش کن و زبون درازی نکنو ببینم دهن کجی میکنی گوشتو میگیرم! بعد بپری وسط میدونو نینای نینای یهو سکته کنی و بمیری! به همین سادگی! برای شادی روحش یه صلوات محمدی بفرستین!!!!!!!!!!! سلام!!!!!!!!! به یک کارگر زن جهت تمیزکاری وبلاگ نیازمندیم!!! از
همگی معذرت میخوام ولی اونغد سرم شلوغه که .... دوستان
به جان مادم ازدواج نکردم!شاید در آینده ای نه چندان دور.... یکی
از فامیلا تو شمال به رحمت خدا رف آغای خوبی بود.و برای اولین بار تا اونورا رفتیم! همه
چی فرغ میکرد هم ناراحت کننده بودو هم جالب!!!مردو زن قاطی میشدنو مارچ مورچ شاراپ شوروپ
رو بوسی و گریه !دو دیغه دیگه غش غش زن و مرد میگفتنو میخندیدن!زبونشونو که نمیشد فهمید!حالا
منم خیلی سوتی ا دادم!خواهر بزرگم که عروس این خونوادس!این طائفه محترم قووول منو از
آبجیم گرفتن!اونم واسه 3 تا پسر!!!! چن
نفر به یه نفر؟بابا رحم کنید! حالا
سوتی منم بماند که مربوط به همین غضیس!قرار بود سفری به تهرانم داشته باشم و رزای
عزیز رو
ملاقات کنیم ولی متاسفانه غسمت نشد! خیلی
حرفا برا گفتن دارم!ولی نمیدونم چرا حوصله نوشتن ندارم فعلا! دلیلش؟ نمیدونم
چه مرگمه! تا
چرت و پرتام حالتونو بهم نزده رفع زحمت میکنم! گاسیپ گیرل : این روزها مامانم اجازه نمیده شلوار لی سبز یا قرمز رنگ بخرم!!!!!!!! به کدامین گناه!!!!!!!!!!!!!!!!!
hichvagh faramushet nemikonam! tavallodet mobarak ya ruze un fajee! بعضی دوستان سوتفاهم شده!این عکس یه خوانندس که من خیلی دوسش داشتم ولی روز تولدش متاسفانه تصادف کرد و برا همیشه رف!یه خواننده ای که مطمئنن تو موسیقی راک باید پیشرف میکرد ولی نشد! قبلنم عرض کرده بودم یه ویروسی......... حالا کافی نت نشستم!محیطی خفگان!سریعا باید یه فکری بکنم! دو روز پیش بردنمون بازدید یه کارخونه!تو اتوبوس بودیم هیچ مسئولی نبود!کمی پانتومیم اجرا کردیم گروه آغایون و گروه خانومت!با توجه به اینکه فردی هستم بشدت خوش شانس!کلمه ای که باید توضیح میدادم چی بود؟ قرص ضد یبوست! بگذریم که حالا چه غد زور زدم تا دخترای پرفسورمون تشخیص بدن منه لال میخوام چی حالیشون کنم!وقتی شنگول گف:یبوست؟؟؟؟؟؟؟؟از خوشالی کم مونده بود گریه کنم!با تنفر آغایوونو نگا کردم که چطور دلشون اومد باهان این کارو بکنن؟؟؟؟؟؟ رفتیم بازدید!(البته همه کار کردیم جز بازدید)حالا کارگرای اونجا یه مهندس مهندس تحویلمون گرفتن که نگو!حالا برامون کیک و ساندیسو سررسیدم دادن(بخدا ما شایان اینهمه ستایش نیستیم) برگشتنی تو مسیر!۵تا هندونه زیر بغمون!یه چشمه پیدا کردیمو همرو انداختیم تو!مراحل خنک شدن به اتمام رسید (بماند که آرادو حامد را چهار دست و پا انداختن تو آب!دستو پایشان را همی بستند و هندونه سرشون کوبیدن) استاد به شهر خود و ما به طرف دانشگاه!یه مسیر ۲ ساعتع و یه اتوبوس پر دختر و پسر! آراد میرقصه اونم چه رقصی!از عربی و هیپ هاپ بگیر تا آذری! بعد کنسرت آقای شرک برپا شد(انصافا صدایی داش)وغتی بارون به شیشه میکوبید) راننده مظلومانه نگاهشان میکنه!رحم نکردند به زور گفتن نیگر دار!یاللا نیگر دار!کنار یه دره!همگی خیس خیس داد زدیم جیغ و فریاد و فغان(تخلیه انرژی)و رسیدیم! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گاسیپ گیرل: بچه ها امکان داره تا چن ماه دیگه نامزد کنم! میدونم بیس یک سالگی سنی نیس که بخوای به ازدواج فک کنی!ولی اگه طرف واقعا پسر خوبی بود چی؟چیکار میکردی؟ اینجا یعنی تو شهر ما کمتر آپارتمون پیدا میشه.(البته دو سه سال اخیر جمعیت افزایش یافته و دم به دیغه کلنگ آپارتمون میزنن!(بعله شدیم یکی از مناطق مهم ایران)(اغراق) من خودم شخصا عاشق آپارتمونم چرا که یه آدم بسیار تنبلم و حوصله حیاط و گل و درختو ندارم! این همه مطلبو واس چی میگم؟خوب ما یه خونه ای داریم با دو تا حیاط که اصطلاحا به پشتیه میگن حیاط خاوتی! البته اگه یه توصیف ذهنی از این مکان بخوام بهتون بدم اینه که یه چیزی تو مایه های کلبه وحشت تو شهربازی ا!شایدم کمی ترسناکتر! جنسای بابام که من از وقتی چش باز کردم اونارو اونجا دیدم روی هم حتی بعضیا ریخته زمین!وسایل ورزشی داداشم(برادر گرامی یه زمونایی بوکس کار میکرد و بقول بابا:محمدعلی کلی اینهمه تم تشکیلات مجهزی نداش که این پسر خودشو کشت)الان داداشمو ببینی؟گلادیاتور؟!!!!!!!!!! نه بابا شیکم 5متر جلوتر از خودش ه...ی برو جلو! ولی این حیاط خلوتی ما واس خودش داستانایی داره! شبا با آ....ه و ناله گربه ها میخوابیم!3(ب..........ه اختیار داری گربه هام واس خودشون....) ماه بعدش با صدای نی نی کوچولوهاشون بیدار میشیم مراحل رشد اولیه شیردهی 1ماه اول رو جنسای بابا ایینور اونور میپرن 2 ماه دیگه کمی بوکس کار میکنن و برا خودشون ارازلی میشن! میرنو شبش با...........ز صدای آآ..ه و ناله! ببخشید اتاق خالی واس زایمان وجود داره؟ ___________________________________ امروز گربه کوچولویی رفته گیر کرده تو موتور ماشین یکی از بچه های دانشگا!من شاهد صحنه نبودم! یکی اومدو گف منگول وایساده نمیذاره طرف ماشینو روشن کنه!خوابیده جلو ماشین! (من!منی که عاشق حیوونام)بدو بدو تو این گرما ساعت 2 بعد از ظهر! منگول یه شیر پاکتی گرفته داخل موتور میگه پیشی پیشی! نه اینکه گربه سواد داره و میدونه که رو پاکت نوشته شیر!(خوب سواد نداره چون خیلی بچه بود) طرف بیخیال میشه و پیاده میره واس ناهار! منگول مانتوی کوتاهی بر تن داشتو نمیتونس هی خم شه!منو تنهایی میکاره اونجا بره مانتوشو تو خونشون عوض کنه! تنهایی زیر خورشید! احدی در حال گشت و گذار نیس البته جز یه نفر! که از صب میخواد پیشنهاد بده نمیتونه! تنهام که میبینه میگه خانوم ....؟ من؟نشیته ام رو زمینو سرمو کردم تو موتور ماشین! -با منی؟ _بعله میشه بیاین این ور -من نمیتونم شما بفرمایین بقیه رو بیخیال! گفتم نه و.... منگول میاد!طرف جنتلمن بازی در مییاره!کاپوت ماشینو وا میکنه میذنه یه قطعه ماشینو میشکونه!ماشینو میبرن تعمیرگاه!منو منگول!منگولانه همدیگرو نیگا میکنیم!میریم کلاس میبینی...م!ب....ه آغا .... برامون پیتزا خریده!وای که تو اون گرما دلستر چه حالی داد!!!!!!!!(جو کلاسمون بسیار صمیمیه ____________________________________________________ gOsSiP gIrL : (برو گم شو فری معلومه که شوخی کردم) زنگ استاد ل.... رو خیلی دوس داریم!یکی از حاضرجوابنترین و پرانرژی ترین فردی که تا حال شناختمش گاسیپ گیرل:توجه میکنم پست امروزم کلن مربوط میشه به گربه ها!روز جهانی گربه خجسته باد!!!!!!!! استادی داریم که علاوه بر درس دادن تو کلاس!استعدادهای نهفته ای داره! بهمون یاد داده موقعی که ازمون میپرسه (حالا میگین یعنی چی این؟ خوب تو زبونه ترکی همون فش خیلی خیلی بد یه تفاوت خیلی کوچیکی با و همه گروه های معماری عادت کردن این تکیه کلام گوهربارو خارج از درس همی استادم بگن!مخصوصا تو کلاسای زبان! خوشبختانه دانشگا آزادیمو وقتی پسرا تو جواب استاد زبان میگن یستردی!و استاد دعواشون میکنه که بار آخرتون باشه!پشیزی به سخن استاد ارزش نمیدن! دو روز پیش خود استاد تعریف میکرد دو تا از دانشجوها تافل انگلیسی ثبت نام کردن!جلسه اول ایتاد پرسیده اووووووکی؟ اینام بلافاصله گفتن استادم گفته برین بیرووووون! شبنم گف:استاد مطمئنی گفته برین بیرووون؟ -خوووو.....ببب شاید گفته برین گم شین بیروووووون فرخ -استاد داری نزدیک میشی!(منظورش همون .... است) (خواهر یا برادر گرامی آره حدست درسته)کلاس منفجر میشود!همگی از خنده رو به مرگ هستیم!صدای یکی از آغایوووون مانند هیولا یو ها ها ها........ gossip girl: gossip girl: این روزا روزای تعطیلم یعنی از 4شنبه تا شنبه!شده چی؟فقط مامانم شاکیه!بابا من برنامه دارم بذار نیگا کنم!این تلویزیونو اشغال کردی!برو به درسات برس من -دیگه انگیزه ندارم!مخصوصا از وقتی یکی از آقایون کلاس گف از اول ترم 1دونم ماکت درست نکرده بودم آخر ترم استاد بهم 18 داد!بیکارینا واس چی خودتونو به درد سر میندازین؟(فکرشو بکنید؟خودتو بکش از شب تا صب بیدار بمونو یه ماکت درست کن استاد بت نمره بده!آخر ترم اون 18 باشه تو 19.5!به خدا انصاف نی) دارم بازی ______________ جناب فرخ چن روز پیش تو کلاس پکر بود که این روزا معلوم شده رفته با اسکندر مقدونی دعوا کرده!(البته ایشونم نباید خودشو نخود هر آشی بکنه)ولی خوشالم که تونستم بش بگم اصلن منتظر من نباش!و تو فقط برام یه دوستی هستی که فقط میتونم بت اعتماد کنم!(باید میگفتم مخصوصا وقتی تو کلاس گف بخدا فقط یه دلخوشی تو این شهر دارم اگه نبود میرفتم از این شهر)و من فک کردم......اگه بش بگم؟ یاد آهنگ سیاوش قمیشی افتادم که میگه: میرم از شهر تو با یه کوله بار از خاطره ...........! البته بش گفتم میخوام ازدواج کنم!ها........هاااااااااا....هاااااااااااااااا! خلاصه ناامیدش کردم! فرخ جان شرمنده!ولی تو فقط داداش منی!داداشی که یه سال از خودم کوچیکتره!!!!!!!!! gossip girl:

بعد ها نوشت:
| Design By : Akhan |


